راه نوشت

شرحی نیست برای دل...

راه نوشت

شرحی نیست برای دل...

راه نوشت

بی شک نوشته های این وبلاگ حاصل تأملاتِ هر چند کوتاه نویسنده اش است، لذا استفاده از این مطالب تنها با صلوات برای شادی روح شهدا و ذکر منبع آزاد می باشد.
یاری ام کنید تا بهتر شوم، مطمئناً نوشته هایم بی خطا نیست، در اصلاحش تنهایم نگذارید.
در شبکه اینستاگرام هم اگر دنبالم گشتید: m.a.shafiee@
همین
شاید روزی بنده ی خدا

طبقه بندی موضوعی

۲ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «Chomsky» ثبت شده است

به نام خدا


سلام


"در آمریکا وضعیت به جایی رسیده که اگر در کنگره کسی خواهان موقعیتی دارای قدرت و نفوذ باشد، باید آن را در معنای واقعی کلمه بخرد. قبلاً این طور بود که یک حزب سیاسی کرسی های کمیسیون ها را بر اساس سابقه و خدمات و سایر عوامل واگذار می کردو اکنون شما به معنای دقیق کلمه باید به حزب پول بدهید تا نامزد یک کرسی شوید. بسیار خوب، این مسئله یک پیامد هم دارد: اعضای کنگره برای رسیدن به پست و مقام باید به شرکت ها روی بیاورند. البته 100درصد موارد این گونه نیست، اما چنین روندهایی بسیار رایج اند و در نهایت هر آنچه را از دموکراسی به درد بخور باقی مانده است متلاشی خواهند کرد. این نکته در مبارزات مضحک انتخاباتی مشهود است."


" بخشی از وظیفه ای که جماعت هایی آزاد مانند جماعت های تسخیر می توانند بر عهده بگیرند و در میان سایرین اشاعه اش دهند، صرفاً شیوه ای متفاوت از زندگی است که نه مبتنی بر زیاده روی در خرید کالاهای مصرفی، بلکه متکی است بر زیاده خواستن ارزش هایی که برای زندگی اهمیت دارند. این هم رشد است، لیکن رشد در راستایی دیگر."



نوشته های فوق قسمت هایی است از کتاب "جنبش تسخیر" که ترجمه ای است از کتاب "Occupy" که مجموعه مصاحبه ای است از پروفسور چامسکی از اساتید MIT که اولین بار در سال 2012 به چاپ رسیده و دو ترجمه از آن در ایران به چاپ رسیده. یکی از ترجمه ها را نشر هونار چاپ کرده و ترجمه دیگر را که بنده مطالعه کردم، نشر مرکز با قلم جعفر فلاحی، منتشر کرده است که قیمت آن برای چاپ اول در سال 93، 5800 تومان می باشد و دارای 96 صفحه است.

Occupy

این کتاب نگاه خوبی به جنبش وال استریت به ما می دهد و به طور کلی آثار چامسکی جامعه شناسی و ساختار شناسی خوبی از آمریکا به ما خواهد داد و نگاه مردم آمریکا نسبت به اوضاع کشور خودشان، سطح آگاهی، اثر پول و حکومت را در زندگی روزمره مردم، به خوبی روشن می کند، شاید بشود گفت از آثاریست که برای آشنایی با آمریکا می تواند شروع خوبی باشد.



پ.ن. 

چند وقتیست به اینستاگرام برگشتم، از این پس شاید دلنوشته ها و حرفهای روزانه ام را در آنجا خواهم نوشت و اینجا بیشتر از کتاب خواهم گفت، تا خدا چه خواهد و چه قبول افتد... اگر دنبالم گشتید: m.a.shafiee@
۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۸ اسفند ۹۳ ، ۲۳:۵۶
محمد علی شفیعی
به نام خدا

سلام


#کتاب_این_روزهایم کتابیست با نگاهی انتقادی به سیاست های آمریکا از زبان یکی از اساتید سرشناس دانشگاه تکنولوژی ماساچوست (MIT). این استاد که از نگاه منافع ملی آمریکا به این موضوع نگاه می کند، حرفهایی بسیار شبیه حرفهای ایرانی ها در باب سیاست و رسانه و اقتصاد آمریکا می زند و اساسا معتقد است چیزی به نام دموکراسی و لیبرالیسم در آمریکا وجود ندارد. وی در این کتاب نگاه نئو لیبرال حاکم بر مسئولین و حکومت آمریکا را توضیح می دهد و عمق نفوذ کمپانی ها و شرکت های چند ملیتی را بر سیاست این کشور تبیین می کند. همچنین نکته مثبت دیگر این کتاب این است که به علت اروپایی بودن مصاحبه گر ها، در پاره ای از موارد مقایسه های کاملی از وضعیت اروپا و آمریکا انجام می دهد.

این کتاب رو نشر افق در 184 صفحه چاپ کرده و قیمت آن برای چاپ اول در سال 87، دو هزار و هشتصد تومان می باشد. جالب آنکه این کتاب با اجازه رسمی و خرید امتیاز، ترجمه و روانه بازار شده. قیمت این کتاب در چاپ اخیر آن 7500 تومان بوده و شما می توانید این کتاب را به صورت آنلاین از اینجا بخرید!

خواندن این کتاب رو به کسانی که به مباحث پایه ای غرب شناسی و آمریکا شناسی و به کسانی که دوست دارن غرب را از زبان خودشون بشناسن، توصیه می کنم. در ادامه قسمت هایی از کتاب را می خوانیم.


Chomsky1

" دستگاه قضایی وجود دارد و به درستی کار می کند، اما نمی توان آن را بر ضد قدرتمندان به کار برد، مگر با فشار زیاد.
بگذارید مثال آشکاری برای تان بزنم. در دهه 1950 دولت ایالات متحده یکی از گشترده ترین برنامه های مهندسی اجتماعی را به راه انداخت. مسئله مربوط به از کار انداختن شبکه ی حمل و نقل عمومی از یک سو و افزایش استفاده از راه ها و خطوط هوایی از سوی دیگر بود. تا آن زمان سیستم خط آهن ما بسیار کار آمد بود. به همین ترتیب در دهه 1940 لوس آنجلس شبکه ترن های برقی بسیار خوبی داشت که هوا را هم آلوده نمی کرد. در این هنگام سه شرکت جنرال موتورز، لاستیک فایرستون و استاندارد اویل آن را خریدند و با هم تخریبش کردند تا استفاده از اتومبیل و اتوبوس افزایش یابد. به این ترتیب پول فراوانی به دست آوردند. آنها را به تبانی غیر قانونی متهم کردند، اما پس از محاکمه محکوم به پرداخت مبلغ ناچیزی شدند: فقط پنج هزار دلار.
بعد دولت وارد بازی شد و به بهانه ی تحکیم مواضع دفاعی شروع به ساختن شبکه بزرگراه ها کرد، به طوری که همه ی بزرگراه های اصلی که امروزه در ایالات متحده می بینیم در آن زمان ساخته شده اند. هم زمان دولت راه آهن را تخریب و شروع به ساحتن فرودگاه ها کرد. نتیجه این کار ایجاد سیستم حمل و نقلی بر اساس منطق صنعتی بود نه برای خدمات عمومی. "


"سوئیس کشور متفاوتی است که در آن حتی آزادی بیان تضمین نشده است. آخرین باری که به سوئیس رفتم به دعوت "اتحاد بین المللی زنان برای صلح و آزادی" - یک سازمان بزرگ غیر دولتی- بود تا در دانشگاه ژنو سخنرانی کنم. تقریبا دو هفته پیش از سفر مدیر سازمان به من تلفن کرد و گفت پلیس سوئیس می خواهد متن کنفرانسم را ببیند و گفته است هنگام سخنرانی باید همان را بگویم. البته من قبول نکردم و اتحاد بین المللی زنان نیز آن را رد کرد.... چه کسی می تواند مجسم کند که در کشوری متمدن نمی تواند بی آن که پلیس از پیش متن را خوانده باشد، در دانشگاه سخنرانی کرد؟ در سوئیس چنین وقایعی روی می دهد. "

همین 

شاید روزی بنده ی خدا
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۲ بهمن ۹۳ ، ۱۷:۳۰
محمد علی شفیعی