راه نوشت

شرحی نیست برای دل...

راه نوشت

شرحی نیست برای دل...

راه نوشت

بی شک نوشته های این وبلاگ حاصل تأملاتِ هر چند کوتاه نویسنده اش است، لذا استفاده از این مطالب تنها با صلوات برای شادی روح شهدا و ذکر منبع آزاد می باشد.
یاری ام کنید تا بهتر شوم، مطمئناً نوشته هایم بی خطا نیست، در اصلاحش تنهایم نگذارید.
در شبکه اینستاگرام هم اگر دنبالم گشتید: m.a.shafiee@
همین
شاید روزی بنده ی خدا

طبقه بندی موضوعی

۱ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «نمایشنامه» ثبت شده است

به نام خدا

 

سلام

 

"

رحیم: شما گفتید "عدالت، در یافتن علت جنایت است و یافتن جانی، نه چیزی بیشتر" اما به اعتقاد من، عدالت، در ممانعت از وقوع جنایت است نه کشف علل جنایت و شناختن جانی. عدالت در آن است که فاجعه یی اتفاق نیفتد و انسان بر کشته ی شهیدی مویه نکند، نه آنکه پیاپی انسانهایی شهید شوند و ما دربهدر به دنبال مجرم و علت وقوع جرم بگردیم. اینکه ما بدانیم شهدا به خاطر چه چیز شهید شده اند، دست کم اثبات می کند که از یک سو، ظلمی وجود دارد، و عدالت، به دلیل وجود ظلم زنده است. یعنی عدالت اگر در برابر ظلم قرار بگیرد، قبل از هر چیز، حضور ظلم را تایید می کند، و تا ظلم وجود دارد، معنای "عدل" و "مجازات" یکی ست، و تا زمانی که معنای عدل و کیفر، یکی ست، عدالت بازیچه ی دست ظلم است، و ظلم برای عدالت تعیین تکلیف می کند. ارباب، ظلم است، نوکر، عدالت.

"

یکی از دیالوگهای شخصیت ی از نمایشنامه ی "یک قصه ی معمولی و قدیمی در باب جنایت" نوشته ی "نادر ابراهیمی" که انتشارات روزبهان در 97 صفحه با قیمت 3000 تومان (قیمت چاپ دوم، تابستان 91) چاپ کرده.


jenayat


این کتاب یک نمایشنامه در دو پرده است که در این دو پرده سعی شده یک داستان واحد، با دو نگاه فرهنگی متفاوت ارائه شود. پس از یک جنایت خانوادگی، در پرده اول، همه سعی در محکوم کردن یکدیگر دارند و می خواهند دیگری را روانه میز محاکمه کنند ولی در پرده دوم، قصه برعکس است و هر یک از اعضای خانواده سعی می کند با دلایلی محکم، خود را دارای انگیزه قطعی جنایت بداند و فداکاری کرده جهت حفظ دیگر اعضای خانواده، محکوم و اعدام شود. نگاه های قشنگیست، در پرده ای اعضای خانواده تمام عشق و علاقه و محبت به یکدیگر را زیر پا می گذارند و برای بقا می جنگند و در پرده ای دیگر، خود رامحکوم و فدای یکدیگر می کنند. و شاید پرده ی اول حال و روز امروزهای همه ی دنیاست و می شود گفت تهران ماست و پرده ی دوم، صمیمیت سنتی زندگی ما را نشان می دهد که به تدریج به دست فراموشی سپرده می شود...

 برای دوستانی که از محصولات اپل استفاده می کنند بگم که داخل جلد کتابی که من دارم نوشته در ibooks هم نسخه الکترونیکی این کتاب موجوده. البته به این مورد نقد جدی دارم. چرا ناشران داخلی به جای حمایت از نرم افزارهایی مثل آوا بوک که در آنها سعی شده حق کپی رایت رعایت بشه و برای مشتری ایرانی امکان خرید پولی این کتابها با کارتهای عضو شتاب فراهم است، اقدام به ارائه کتاب به ibooks می کنند که محدودیت های زیادی دارد که در مجموع به نفع ناشر هم نمی باشد. از محدودیت های آن باید به امکان خرید دلاری از آنها اشاره کرد و یا خرید با گیفت کارد که در هر صورت تعداد کمی از هم وطنان این امکان را دارند، علاوه بر آن، این شبکه فقط برای محصولات اپل قابل دسترس است و همانطور که می دانیم در ایران تعداد کاربران سیستم عامل اندروید که امکان دسترسی به آوا بوک را دارند، بسیار بیشتر از کاربران آی او اس است. همین موضوع باعث شده که کتب فاخر کمتری در سیستم عامل اندروید در دسترس باشد و کاربران برای مطالعه این کتاب ها، حتی اگر حاضر به پرداخت هزینه آن هم باشند، مجبور به دانلود نسخه های کپی و غیر قانونی شوند. می توان همانطور که در زمینه موسیقی تا حد زیادی فرهنگ سازی شده و عموما اقدام به خرید سی دی و یا فایل موسیقی از سایت های رسمی و مجاز می کنند، برنامه میان مدتی برای فرهنگ سازی جهت ترویج نسخه های الکترونیکی مجاز تدوین کرد که نیاز روز افزون به این مقوله را نیز پاسخی درخور داد.


همین


شاید روزی بنده ی خدا

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۱ شهریور ۹۳ ، ۱۴:۲۶
محمد علی شفیعی