راه نوشت

شرحی نیست برای دل...

راه نوشت

شرحی نیست برای دل...

راه نوشت

بی شک نوشته های این وبلاگ حاصل تأملاتِ هر چند کوتاه نویسنده اش است، لذا استفاده از این مطالب تنها با صلوات برای شادی روح شهدا و ذکر منبع آزاد می باشد.
یاری ام کنید تا بهتر شوم، مطمئناً نوشته هایم بی خطا نیست، در اصلاحش تنهایم نگذارید.
در شبکه اینستاگرام هم اگر دنبالم گشتید: m.a.shafiee@
همین
شاید روزی بنده ی خدا

طبقه بندی موضوعی

۳ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «تسخیر وال استریت» ثبت شده است

به نام خدا


سلام


در سیر من در آوردی کتاب خوانی ام در باب مطالعه جنبش وال استریت دو کتاب را معرفی کردم، که امروز کتاب سوم را جهت آشنایی شما معرفی می کنم.

کتاب "جنبش وال استریت و روزهای نا آرام آمریکا" با این که به نظر من نسبت به دو کتاب قبل تا حدی ضعیف تر به نظر می رسید، اما با این حال مطالعه آن از جهاتی مفید بود. کتابهای دیگر یکی از دید نخبگان آمریکا بود و دیگری از دید کمیته های مردمی فعال در این جنبش که شناخت منطقی ای نسبت به این اتفاق به ما می داد. اما کتاب حاظر از دید یک ایرانی نگاشته شده و سعی شده ارتباط بیشتری بین این جنبش و تاریخ سرمایه داری و همچنین حوادث دیگر نقاط جهان بر قرار کند و پیش بینی ای از آینده این جنبش داشته باشد. از مزایای دیگر این کتاب نیز اشارات به منابع اینترنتی و مقالات دیگر است که برای مطالعه بیشتر در موضوعات خاص می تواند راه گشا باشد.

ازنقاط ضعف این کتاب، بیش از حد انقلابی دیدن این جنبش و نگارش سریع آن (در روزهای آغازین جنبش نگاشته شده است) می باشد که این روزها که مدت زیادی از زمان حوادث جنبش وال استریت می گذرد، بعضی مباحث پیش بینی گرایانه ی آن بی ارزش شده است، هر چند همان مباحث هم در تکمیل دید ما نسبت به این پدیده، کمک زیادی می کند.

wallstreet

این کتاب به همت انتشارات سفیر اردهال به قیمت 6500تومان برای چاپ اول آن در سال 1390 در 328 صفحه چاپ شده است.


در زیر قسمت هایی از کتاب را می خوانیم:

عقلانیت در غرب و به ویژه آمریکا با عقلانیت در شرق متفاوت است. زیرا انسان غربی با توجه به احساس آزادی فردی که می کند، می کوشد تا وضعیت معیشتی و اقتصادی را شخصاً بهبود ببخشد؛ و مشکلات جامعه را ناشی از کوتاهی خود می داند، درحالی که یک انسان شرقی حکومت را مسئول مشکلات خود می داند.


در 4 نوامبر( روز 49ام جنبش) گروهی از اعضای حنبش تسخیر بوستون اواخر روز جمعه به سمت ساختمان کنسولگری اسرائیل در این شهر حرکت و خیلی راحت محوطه لابی این ساختمان را اشغال کردند. معترضان در محل اشغال شده تحصن و علیه اسرائیل شعار دادند. "  هی هی هو هو آپارتاید اسرائیلی باید برود"، " زنده باد انتفاضه! انتفاضه! انتفاضه!" ، " دیگر یک سکه 5 سنتی هم به اسرائیل ندهید، سکه 10 سنتی هم ندهید، اصلاً هیچ پولی برای جنایات اسرائیل پرداخت نکنید" و "زنده باد فلسطین، زنده باد فلسطین" از جمله شعارهای معترضان در کنسولگری اسرائیل بود که رسانه های آمریکایی چشم روی آن بستند.



همین


شاید روزی بنده ی خدا

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۶ خرداد ۹۴ ، ۰۶:۵۸
محمد علی شفیعی

به نام خدا


سلام


افسر پلیس مکثی کرد و در ادامه چیزی گفت که کیث هرگز انتظار شنیدنش را نداشت: " من می خوام بدونید که منم با شما هستیم. من کاملاً می دونم شما از کجا اومدید. خانواده من هم به خاطر سلب حق مالکیت و وام بانک های غارتگر به فنا رفته. من کاملاً با شما هستم. بچه ها، اما به خاطر این نشون که رو پیرهنمه نمی تونم طرف شما رو بگیرم. اما می خوام بدونید که من هم احساس شما رو دارم."



اینها قسمتی بود از کتاب تسخیر وال استریت، جنبشی که شناخت ماهیت آن به شناخت جامعه آمریکا و اتفاقاتی که در این جامعه می افتد، بسیار کمک می کند. از نکات جالب این کتاب آن است که حتی نام نویسنده ی مشخصی هم برای آن ذکر نشده و کاملاً به صورت اشتراکی نگاشته شده است.


جنبش وال استریت با شورشهای خیابانی که ما تصور می کنیم تفاوت بسیاری دارد، آنها با اینکه خود را وام دار جنبش میدان التحریر مصر می دانند، اما با این حال تفاوت های ماهوی زیادی با آن دارند. آنها مشخصاً اصرار دارند که هدفهای واضح و مشخصی برا جنبش ذکر نکنند و تنها سعیشان آگاهی بخشی عمومی به مردم آمریکا است که آنها را نسبت به وقایع جاری کشورشان حساس کنند! شاید تنها وحدت کلمه ای که من در این جنبش احساس کردم همین موضوع بوده باشه، به قول خودمونی: "بصیرت افزایی عمومی" . این هدفیست که باعث شد در حدودی بیش از دو ماه در نیویورک و دیگر شهرهای آمریکا، عده ای به تسخیر مکانهای عمومی ادامه دهند.


این کتاب توسط مرکز اسناد انقلاب اسلامی به قیمت شش هزار و هشتصد تومان برای چاپ سال نود و یک در چهارصد صفحه چاپ شده.


همین


شاید روزی بنده ی خدا



پ.ن مدتی نبودم، زیرا مدتی از کتابخوانی دور بودم! بد است اما ان شا الله بیشتر فعالیت خواهم داشت!
از این پس فکر کنم این مکان فقط به معرفی کتاب خلاصه شود و نوشته های دیگرم به اینستا منتقل خواهد شد. آنجا پیدایم کنید.

این کتاب را از اینجا به صورت آنلاین بخرید!
۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۵ فروردين ۹۴ ، ۰۰:۴۲
محمد علی شفیعی

به نام خدا


سلام


"در آمریکا وضعیت به جایی رسیده که اگر در کنگره کسی خواهان موقعیتی دارای قدرت و نفوذ باشد، باید آن را در معنای واقعی کلمه بخرد. قبلاً این طور بود که یک حزب سیاسی کرسی های کمیسیون ها را بر اساس سابقه و خدمات و سایر عوامل واگذار می کردو اکنون شما به معنای دقیق کلمه باید به حزب پول بدهید تا نامزد یک کرسی شوید. بسیار خوب، این مسئله یک پیامد هم دارد: اعضای کنگره برای رسیدن به پست و مقام باید به شرکت ها روی بیاورند. البته 100درصد موارد این گونه نیست، اما چنین روندهایی بسیار رایج اند و در نهایت هر آنچه را از دموکراسی به درد بخور باقی مانده است متلاشی خواهند کرد. این نکته در مبارزات مضحک انتخاباتی مشهود است."


" بخشی از وظیفه ای که جماعت هایی آزاد مانند جماعت های تسخیر می توانند بر عهده بگیرند و در میان سایرین اشاعه اش دهند، صرفاً شیوه ای متفاوت از زندگی است که نه مبتنی بر زیاده روی در خرید کالاهای مصرفی، بلکه متکی است بر زیاده خواستن ارزش هایی که برای زندگی اهمیت دارند. این هم رشد است، لیکن رشد در راستایی دیگر."



نوشته های فوق قسمت هایی است از کتاب "جنبش تسخیر" که ترجمه ای است از کتاب "Occupy" که مجموعه مصاحبه ای است از پروفسور چامسکی از اساتید MIT که اولین بار در سال 2012 به چاپ رسیده و دو ترجمه از آن در ایران به چاپ رسیده. یکی از ترجمه ها را نشر هونار چاپ کرده و ترجمه دیگر را که بنده مطالعه کردم، نشر مرکز با قلم جعفر فلاحی، منتشر کرده است که قیمت آن برای چاپ اول در سال 93، 5800 تومان می باشد و دارای 96 صفحه است.

Occupy

این کتاب نگاه خوبی به جنبش وال استریت به ما می دهد و به طور کلی آثار چامسکی جامعه شناسی و ساختار شناسی خوبی از آمریکا به ما خواهد داد و نگاه مردم آمریکا نسبت به اوضاع کشور خودشان، سطح آگاهی، اثر پول و حکومت را در زندگی روزمره مردم، به خوبی روشن می کند، شاید بشود گفت از آثاریست که برای آشنایی با آمریکا می تواند شروع خوبی باشد.



پ.ن. 

چند وقتیست به اینستاگرام برگشتم، از این پس شاید دلنوشته ها و حرفهای روزانه ام را در آنجا خواهم نوشت و اینجا بیشتر از کتاب خواهم گفت، تا خدا چه خواهد و چه قبول افتد... اگر دنبالم گشتید: m.a.shafiee@
۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۸ اسفند ۹۳ ، ۲۳:۵۶
محمد علی شفیعی