راه نوشت

شرحی نیست برای دل...

راه نوشت

شرحی نیست برای دل...

راه نوشت

بی شک نوشته های این وبلاگ حاصل تأملاتِ هر چند کوتاه نویسنده اش است، لذا استفاده از این مطالب تنها با صلوات برای شادی روح شهدا و ذکر منبع آزاد می باشد.
یاری ام کنید تا بهتر شوم، مطمئناً نوشته هایم بی خطا نیست، در اصلاحش تنهایم نگذارید.
در شبکه اینستاگرام هم اگر دنبالم گشتید: m.a.shafiee@
همین
شاید روزی بنده ی خدا

طبقه بندی موضوعی

۱ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «برده داری» ثبت شده است

به نام خدا


سلام


قرارم این نیست که اینقدر تنبلی کنم و دیر به دیر سر بزنم و دستان خود را بر این صفحه کلید قرار دهم و گوهر افشانی کنم، اما صد حیف که سبک زندگیم اجازه بیشتر آمدن را به من نمی دهد، بیشتر خواهم گفت... [1]


" این رمان یکی از بزرگترین فرآورده های ذهن بشر است." لئو تولستوی

" پس شما همان خانم کوچکی هستی که باعث جنگی بزرگ (جنگ داخلی آمریکا) شد! " آبراهام لینکلن

uncletom


دو عبارت فوق تعریف هاییست که از رمان "کلبه عمو تام" [2] شده است، رمانی که همه ما به واسطه نقل قسمتی از آن در کتاب ادبیات دوره دبیرستان، آشنایی اندکی با آن داریم. رمانی که طی آن زندگی برده های آمریکایی را در همان دوران برده داری نگاشته است. من قوت اصلی کتاب را در این می بینم که سالها پس از پایان ظاهری برده داری، نوشته نشده است، اینکه زنی سفید در دوران برده داری که تمام مراکز ثروت آن دوران حامی و خواهان ادامه برده داری بوده اند، جرأت کرده و در بیان ظلم و ستم های اربابان و بهره کشی های حیوانی آنان از برده ها مطلب بنویسد، این رمان را ارزشی بیش از پیش داده است.

این کتاب را در کمتر از دو روز خواندم، دوستانی که عادت من را در کتاب خوانی می دانند، ابتدای کتابم تاریخ و بهانه خرید کتابم را می نویسم و همچنین تاریخ آغاز و پایان مطالعه کتاب را و در نهایت اندکی در مورد احساسم به کتاب می نویسم. در ابتدای کلبه عمو تام نوشتم: "عمیقا قلب انسان را به درد می آورد و روح آدم را پریشان می کند"

فارغ از نگاه سیاسی ما به دنیای غرب، اینکه انسان بتواند به جایی برسد تا رفتارهایی این چنین را با انسانهای دیگر داشته باشد، دردناک است... این روزها کم از این صحنه ها نمی بینیم اما تصویر پردازی های هنرمندانه نویسنده این کتاب در کنار ترجمه ی خوب اثر درد را بر ذره ذره وجود ما جاری می کند. واقعا بخشهای زیادی از کتاب را با بغض و درد خواندم، بارها کتاب را بستم تا کمتر احساسش کنم، ولی کشش داستان باز هم مرا همراه کرد...

این کتاب را نشر افق در سری "رمان های جاویدان جهان" با قیمت 10800 تومان (البته چاپ سال 90)  منتشر کرده


قسمتی از داستان:

- جنس جوری دارید؟

لگری گفت: " بله، آن تام جنس کمیابی است. یک کم گران خریدمش، برای این که گاریچی بشود یا مزرعه را اداره کند. آن زن زردنبو هم فکر کنم مریض است؛ اما به اندازه ای که خریدم ازش کار می کشم. انگاری یکی دو سال بیش تر دوام نمی آورد. البته من سیاه ها را ذخیره نمی کنم. رس شان را می کشم و یکی دیگر می خرم. این راه و روش من است. زحمتش کمتر است. ارزان تر هم تمام می شود." و لیوان مشروبش را مزمزه کرد.


همین


شاید روزی بنده ی خدا


پ. ن 
1- چقدر این عبارت را به کار می برم " بیشتر خواهم گفت..." و عبارات مشابه، و علت اینه که حرف و نظر زیاده ولی متاسفانه همت کم...

2- Uncle Tom'S Cabin

3- پا نوشتی بی ارجاع: فیلم "Liverpool" ساخته دکتر شهاب اسفندیاری رو در مورد برده داری ببینید، ارزشش رو داره
۳ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۴ مرداد ۹۳ ، ۱۹:۵۶
محمد علی شفیعی