راه نوشت

شرحی نیست برای دل...

راه نوشت

شرحی نیست برای دل...

راه نوشت

بی شک نوشته های این وبلاگ حاصل تأملاتِ هر چند کوتاه نویسنده اش است، لذا استفاده از این مطالب تنها با صلوات برای شادی روح شهدا و ذکر منبع آزاد می باشد.
یاری ام کنید تا بهتر شوم، مطمئناً نوشته هایم بی خطا نیست، در اصلاحش تنهایم نگذارید.
در شبکه اینستاگرام هم اگر دنبالم گشتید: m.a.shafiee@
همین
شاید روزی بنده ی خدا

طبقه بندی موضوعی

۲ مطلب در مرداد ۱۳۹۳ ثبت شده است

به نام خدا


سلام


امروز هم کتابی دیگر از مجموعه "رمان های جاویدان جهان" نشر افق با عنوان "دیوید کاپرفیلد" رو معرفی می کنم، کتابی روان و راحت به نوشته نویسنده شهیر انگلیسی "چارلز دیکنز". چیزی که در سبک ادبی وی واضح است، ساده نویسی، عدم مشغول کردن مخاطب، راحتی و تا حدی نشان دادن زندگی اجتماعی، می باشد.


copperfield

مطلبی که من از این کتاب و بعضا آثار انگلیسی دیگه دستگیرم شد این است که اختلاف طبقاتی مشخص و پذیرفته شده ای در زندگی جزیره وجود دارد که بر خلاف زندگی اعصار گذشته آمریکا که خیلی سعی بر نشان دادن و ابراز این اختلاف طبقاتی نمیشد، در انگلیس بالاخص و در کل اروپای به طور عمومی این اختلاف طبقاتی نهادینه شده و مورد افتخار است و عموما اعتراضی به آن نمیشده. همچنین پول بهره ای (به قولی ربا) از اصلی ترین روشهای در آمدی برای طبقه مرفه بوده است. عده ای از مرفهین علاوه بر شغل هایی که داشتند، از پول بهره ای نیز کسب در آمد می کردند ولی عده ای دیگر، به ویژه کسانی که سرپرست خانواده را از دست داده بودند، تنها راه درآمدی آنها، پول بهره ای بوده است.


این کتاب گویی اشاراتی به قسمت هایی از زندگی خود نویسنده دارد و سیر کلی داستان بر مبنای وقایع زندگی خود دیکنز نگاشته شده است. این کتاب را تنها به دوستانی که از سر بی حوصلگی دوست دارن کتابی ساده و بدون درگیری ذهنی بخوانند پیشنهاد می کنم...


همین


شاید روزی بنده ی خدا

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۴ مرداد ۹۳ ، ۲۰:۲۶
محمد علی شفیعی

به نام خدا


سلام


قرارم این نیست که اینقدر تنبلی کنم و دیر به دیر سر بزنم و دستان خود را بر این صفحه کلید قرار دهم و گوهر افشانی کنم، اما صد حیف که سبک زندگیم اجازه بیشتر آمدن را به من نمی دهد، بیشتر خواهم گفت... [1]


" این رمان یکی از بزرگترین فرآورده های ذهن بشر است." لئو تولستوی

" پس شما همان خانم کوچکی هستی که باعث جنگی بزرگ (جنگ داخلی آمریکا) شد! " آبراهام لینکلن

uncletom


دو عبارت فوق تعریف هاییست که از رمان "کلبه عمو تام" [2] شده است، رمانی که همه ما به واسطه نقل قسمتی از آن در کتاب ادبیات دوره دبیرستان، آشنایی اندکی با آن داریم. رمانی که طی آن زندگی برده های آمریکایی را در همان دوران برده داری نگاشته است. من قوت اصلی کتاب را در این می بینم که سالها پس از پایان ظاهری برده داری، نوشته نشده است، اینکه زنی سفید در دوران برده داری که تمام مراکز ثروت آن دوران حامی و خواهان ادامه برده داری بوده اند، جرأت کرده و در بیان ظلم و ستم های اربابان و بهره کشی های حیوانی آنان از برده ها مطلب بنویسد، این رمان را ارزشی بیش از پیش داده است.

این کتاب را در کمتر از دو روز خواندم، دوستانی که عادت من را در کتاب خوانی می دانند، ابتدای کتابم تاریخ و بهانه خرید کتابم را می نویسم و همچنین تاریخ آغاز و پایان مطالعه کتاب را و در نهایت اندکی در مورد احساسم به کتاب می نویسم. در ابتدای کلبه عمو تام نوشتم: "عمیقا قلب انسان را به درد می آورد و روح آدم را پریشان می کند"

فارغ از نگاه سیاسی ما به دنیای غرب، اینکه انسان بتواند به جایی برسد تا رفتارهایی این چنین را با انسانهای دیگر داشته باشد، دردناک است... این روزها کم از این صحنه ها نمی بینیم اما تصویر پردازی های هنرمندانه نویسنده این کتاب در کنار ترجمه ی خوب اثر درد را بر ذره ذره وجود ما جاری می کند. واقعا بخشهای زیادی از کتاب را با بغض و درد خواندم، بارها کتاب را بستم تا کمتر احساسش کنم، ولی کشش داستان باز هم مرا همراه کرد...

این کتاب را نشر افق در سری "رمان های جاویدان جهان" با قیمت 10800 تومان (البته چاپ سال 90)  منتشر کرده


قسمتی از داستان:

- جنس جوری دارید؟

لگری گفت: " بله، آن تام جنس کمیابی است. یک کم گران خریدمش، برای این که گاریچی بشود یا مزرعه را اداره کند. آن زن زردنبو هم فکر کنم مریض است؛ اما به اندازه ای که خریدم ازش کار می کشم. انگاری یکی دو سال بیش تر دوام نمی آورد. البته من سیاه ها را ذخیره نمی کنم. رس شان را می کشم و یکی دیگر می خرم. این راه و روش من است. زحمتش کمتر است. ارزان تر هم تمام می شود." و لیوان مشروبش را مزمزه کرد.


همین


شاید روزی بنده ی خدا


پ. ن 
1- چقدر این عبارت را به کار می برم " بیشتر خواهم گفت..." و عبارات مشابه، و علت اینه که حرف و نظر زیاده ولی متاسفانه همت کم...

2- Uncle Tom'S Cabin

3- پا نوشتی بی ارجاع: فیلم "Liverpool" ساخته دکتر شهاب اسفندیاری رو در مورد برده داری ببینید، ارزشش رو داره
۳ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۴ مرداد ۹۳ ، ۱۹:۵۶
محمد علی شفیعی