راه نوشت

شرحی نیست برای دل...

راه نوشت

شرحی نیست برای دل...

راه نوشت

بی شک نوشته های این وبلاگ حاصل تأملاتِ هر چند کوتاه نویسنده اش است، لذا استفاده از این مطالب تنها با صلوات برای شادی روح شهدا و ذکر منبع آزاد می باشد.
یاری ام کنید تا بهتر شوم، مطمئناً نوشته هایم بی خطا نیست، در اصلاحش تنهایم نگذارید.
در شبکه اینستاگرام هم اگر دنبالم گشتید: m.a.shafiee@
همین
شاید روزی بنده ی خدا

طبقه بندی موضوعی

۴ مطلب در بهمن ۱۳۹۳ ثبت شده است

به نام خدا


سلام


"هر وقت خبرنگاری درکشور و یا کشورهای همسایه دستگیر یا محدود می شد، می گفتنم اگر او در آمریکا بود، این گونه با او رفتار نمی شد. اما کم کم چشمانم به واقعیت های آمریکا گشوده شد، به ویژه زمانی که به اداره ی خبرنگاران خارجی مراجعه کردم تا کارت خبرنگاری دریافت کنم. خانمی به نام کیمبرلی پاسخگو بود. او ضمن همدردی با وضع ناگوار حرفه ای یک خبرنگار ایرانی در نیویورک، به من گفت: می دانم درخواست های تو حداقل حقوق شروندی است و از اینکه تصمیمات و قوانین کاخ سفید در مورد محدود کردن خبرنگاران ایرانی دست ما را بسته، بسیار متاسفم."



" جالب تر اینکه همه ی کسانی که در ساعات اولیه ی رأی گیری به نتایج معترض بودند، هواداران دوم خردادی بودند. برخی از آنان پدرانشان همچنان در رأس قدرت بودند. متاسفانه بیشتر آنان که در مقابل سازمان ملل و در دانشگاه ها علم مخالفت با جمهوری اسلامی را بر افراشته بودند، از فرزندان مسئولان یودند. اینها نیز همگام با منافقین و سلطنت طلب ها در تظاهرات ضد جمهوری اسلامی ایران شرکت کرده بودند."



اینها قسمتهایی از #کتاب_این_روزهایم بود که البته شاید به خوبی گویای مطالب موجود در کتاب نباشد، کتابی که باید خواند تا بخشی از تاریخ مغفول مانده ی رابطه ایران و آمریکا، بی طرفی آمریکا در میزبانی سازمان ملل همچنین اثر حوادث داخلی را بر نگاه دیگران به ما، را دید. از زبان مردی که از سال 1383 تا سال 1389 در نیویورک، مقر سازمان ملل، به خبرنگاری مشغول بوده و خواه نا خواه با حوادث و اتفاقاتی رو به رو بوده که اطلاع از آنان به "آمریکا شناسی" ما کمک زیادی می کند. البته نگاه آقای غرقی در بیان مطالب کاملا انتقادی است و در هر دوره ای نقد های منطقی خود را به تصمیمات دولت ایران نقل می کند. از نکات جالب اینکه که تقریبا نیمی از این دوران، زمان سفارت دکتر ظریف (وزیر امور خارجه ی فعلی) در دفتر ایران در سازمان ملل بوده است که شاید لطف خواندن این کتاب را در این زمان، دو چندان می کند. مطالبی که آقای غرقی از این دوران نقل می کند باعث شد که علاقه مند شوم و کتاب "آقای سفیر" که گفتگویی با دکتر ظریف و مرتبط با همان دوران است را خریداری کنم تا در موقع مناسب، مطالعه کنم.


این کتاب را مرکز اسناد انقلاب اسلامی در بهار 93 در 276 صفحه چاپ کرده که قیمت چاپ اول آن 7200 تومان می باشد.

این کتاب را می نوانی از اینجا به صورت اینترنتی خریداری کنید.

همین


شاید روزی بنده ی خدا

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۹ بهمن ۹۳ ، ۱۸:۱۲
محمد علی شفیعی
به نام خدا

سلام


#کتاب_این_روزهایم کتابیست با نگاهی انتقادی به سیاست های آمریکا از زبان یکی از اساتید سرشناس دانشگاه تکنولوژی ماساچوست (MIT). این استاد که از نگاه منافع ملی آمریکا به این موضوع نگاه می کند، حرفهایی بسیار شبیه حرفهای ایرانی ها در باب سیاست و رسانه و اقتصاد آمریکا می زند و اساسا معتقد است چیزی به نام دموکراسی و لیبرالیسم در آمریکا وجود ندارد. وی در این کتاب نگاه نئو لیبرال حاکم بر مسئولین و حکومت آمریکا را توضیح می دهد و عمق نفوذ کمپانی ها و شرکت های چند ملیتی را بر سیاست این کشور تبیین می کند. همچنین نکته مثبت دیگر این کتاب این است که به علت اروپایی بودن مصاحبه گر ها، در پاره ای از موارد مقایسه های کاملی از وضعیت اروپا و آمریکا انجام می دهد.

این کتاب رو نشر افق در 184 صفحه چاپ کرده و قیمت آن برای چاپ اول در سال 87، دو هزار و هشتصد تومان می باشد. جالب آنکه این کتاب با اجازه رسمی و خرید امتیاز، ترجمه و روانه بازار شده. قیمت این کتاب در چاپ اخیر آن 7500 تومان بوده و شما می توانید این کتاب را به صورت آنلاین از اینجا بخرید!

خواندن این کتاب رو به کسانی که به مباحث پایه ای غرب شناسی و آمریکا شناسی و به کسانی که دوست دارن غرب را از زبان خودشون بشناسن، توصیه می کنم. در ادامه قسمت هایی از کتاب را می خوانیم.


Chomsky1

" دستگاه قضایی وجود دارد و به درستی کار می کند، اما نمی توان آن را بر ضد قدرتمندان به کار برد، مگر با فشار زیاد.
بگذارید مثال آشکاری برای تان بزنم. در دهه 1950 دولت ایالات متحده یکی از گشترده ترین برنامه های مهندسی اجتماعی را به راه انداخت. مسئله مربوط به از کار انداختن شبکه ی حمل و نقل عمومی از یک سو و افزایش استفاده از راه ها و خطوط هوایی از سوی دیگر بود. تا آن زمان سیستم خط آهن ما بسیار کار آمد بود. به همین ترتیب در دهه 1940 لوس آنجلس شبکه ترن های برقی بسیار خوبی داشت که هوا را هم آلوده نمی کرد. در این هنگام سه شرکت جنرال موتورز، لاستیک فایرستون و استاندارد اویل آن را خریدند و با هم تخریبش کردند تا استفاده از اتومبیل و اتوبوس افزایش یابد. به این ترتیب پول فراوانی به دست آوردند. آنها را به تبانی غیر قانونی متهم کردند، اما پس از محاکمه محکوم به پرداخت مبلغ ناچیزی شدند: فقط پنج هزار دلار.
بعد دولت وارد بازی شد و به بهانه ی تحکیم مواضع دفاعی شروع به ساختن شبکه بزرگراه ها کرد، به طوری که همه ی بزرگراه های اصلی که امروزه در ایالات متحده می بینیم در آن زمان ساخته شده اند. هم زمان دولت راه آهن را تخریب و شروع به ساحتن فرودگاه ها کرد. نتیجه این کار ایجاد سیستم حمل و نقلی بر اساس منطق صنعتی بود نه برای خدمات عمومی. "


"سوئیس کشور متفاوتی است که در آن حتی آزادی بیان تضمین نشده است. آخرین باری که به سوئیس رفتم به دعوت "اتحاد بین المللی زنان برای صلح و آزادی" - یک سازمان بزرگ غیر دولتی- بود تا در دانشگاه ژنو سخنرانی کنم. تقریبا دو هفته پیش از سفر مدیر سازمان به من تلفن کرد و گفت پلیس سوئیس می خواهد متن کنفرانسم را ببیند و گفته است هنگام سخنرانی باید همان را بگویم. البته من قبول نکردم و اتحاد بین المللی زنان نیز آن را رد کرد.... چه کسی می تواند مجسم کند که در کشوری متمدن نمی تواند بی آن که پلیس از پیش متن را خوانده باشد، در دانشگاه سخنرانی کرد؟ در سوئیس چنین وقایعی روی می دهد. "

همین 

شاید روزی بنده ی خدا
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۲ بهمن ۹۳ ، ۱۷:۳۰
محمد علی شفیعی

به نام خدا


سلام


به طور اتفاقی و بدون اطلاع، کتابی مناسب این روزهای انقلاب را خواندم، در دهه ی انقلاب... و سخت از لذت آن سیراب شدم، و این حسی است که هر بار با خواندن نادر ابراهیمی تجربه اش میکنم، سخت لذت بخش است...


فردا شکل امروز نیست


"انسان اگر در برابر این سرمایه داری منحرف قیام نکند، به راستی و مسلما خود را در آستانه ی یک پایان فاجعه آمیز قرار داده است. انسان اگر به قتل عام سرمایه داران بزرگ نپردازد بچه اای کوچک را قتل عام کرده است. هیچ حرکتی، هیچ اختراعی، هیچ تحولی اگر به حمایت از سرمایه داران باشد،حرکت و اختراع و تحول نیست بلکه  پیشکش کردن یک مرگ زودرس پر از زخم و درد است به انسانهایی که در موضع "احمق مظلوم" قرار گرفته اند...

ای مردم خاموش سر به زیر! بدانید که سرمایه ی بزرگ،نوکران وفادار خود را زودتر از معترضان خاموش خواهد کشت..."



"از کلمه "عادت" بدم می آید. چشمم را آزار می داد، و روح درمانده ام را، و مرا به وحشت و اضطراب می انداخت. اصلا از این کلمه خجالت می کشیدم. انسان برای تسلیم شدن به تکرار نیانده است. حتی مغلوب تکرار خوب ترین چیزها نباید شد؛ چرا که آنچه تکرار می شود، بدون تفکر تکرار می شود، ممکن نیست خوب باشد. چیزی نفرت انگیزتر از عادت به آنچه که دوست داریم نیست. نقاشی که به نقاشی کردن عادت کند یک حیوان خالص است، و نویسنده یی که به نوشتن."




"نسیم، همیشه خوب است؛ باد، بلا تکلیف است؛ و توفان اما صد سال یک بار و فقط یک لحظه عالی ست.

-آه که چقدر باید در انتظار آن لحظه ی نادر نشست؛ چقدر...

-اما چرا بنشینی؟ از این لحظه تا آن لحظه، تماما ایستاده باش... این، عظمتی دارد به قدر آن لحظه ی عظیم."




"یک روز مرا گرفتند، بردند، و گفتند: ننه سگ! زیر تعهدت زده یی.

گفتم: نزده ام

یک تو گوشی چسبان. طرف راست صورتم ناگهان داغ می شود. چشم راستم می پرد.

-اگر نزده یی، چرا شبها توی چاپخانه ی جلیلی کار میکنی؟

-خودتان که می دانید. پدرم از خانه بیرونم کرده. اگر کار نکنم از کجا بخورم؟ چطور درس بخوانم؟

-با ما کار کن! هر وطن پرستی مجبور است با ما کار کند

-اهل این حرفها نیستم. راه خودم را می روم

-اگر مچت را بگیرم، ماتحتت را آنچنان میسوزانم که دیگر هرگز نتوانی بنشینی.

-من کاری نمیکنم که به مچ گیری برسد.

-اعلامیه هم چاپ نمیکنی. نه؟

-نع.

یک تو گوشی چسبان. باز هم طرف راست. درد که روی درد می نشیند به سوزش تبدیل می شود. آتشی ماندگار روی پوست. و تمام."




"آموزگار، اینگاه، به تلاشی سخت افتاد و همچون جادوگران، اندام های خود را به جنبش درآورد، به این سو و آن سو جهید، با سنگی بر تن پیر خود کوبید، تن پیر بر خاک سایید، خاک بر سر ریخت، و به سختی گریست، آنسان که دل همگان سرشار از آه و اندوه شد. پس، مرد پیر، خوی ریزان، نالان، خواهش کنان و لرزان گفت: ای دلاور جوان! ای هوراسپ دانا! اگر تو "فردا" را به درستی ندانی، سوگند به آسمان که هیچ چیز را نمیدانی، اگر تو فردا را ننویسی، هیچ چیز ننوشته یی، اگر تو فردا را چون نسیم شیرینی که گهگاه میوزد نبویی، هیچ چیز را نبوییده یی، و اگر تو فردا را با ژرف ترین باورها باور نکنی، هیچ چیز را باور نکرده یی.... سوگند می خورم، هزار بار سوگند میخورم که تو اگر گمان کنی که هر فردایی شکل هر امروزی ست، زندگی را به اهرمن سپرده یی و گریخته یی..."



مجموعه ی "فردا شکل امروز نیست"  شامل 9داستان کوتاه است که بین سالهای 58 تا 68 نوشته شده و همه حال و هوای انقلاب را دارد، با نگاه ویژه ی ابراهیمی، مردی که به گفته خودش: "امام و نظام، هر دو را بسیار دوست می دارم؛ و نظام را، علیرغم همه مصیبت ها." و این نگاه ابراهیمی بود که باعث شد در سالهای آخر زندگی مغضوب روشنفکر نماها شود...

کتابیست خواندنی که قیمت چاپ ششم آن در سال  90 سه هزار و پانصد تومان بوده که نشر روزبهان، آن را در 155صفحه به چاپ رسانده است.


اوصیکم به نادر ابراهیمی


همین


شاید روزی بنده ی خدا

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۸ بهمن ۹۳ ، ۲۳:۲۵
محمد علی شفیعی

به نام خدا


سلام


"به یاد آورد نسیم، روزی که ساواک به دبیرستان قشون کشید، بدون مخفی کاری. قرار بود شبیر را دستگیر کنند. آن روز نسیم و جاوید، نقش های جاودانه ای بازی کردند، ماهرانه  و تاثیرگذار. پس از این هنرمندی، با کمک یکی دو تن از معلم ها  که شهادت دادند حرفهای شبیر و جاوید و نسیم راست است، توانستند شبیر را از چنگ ساواکی ها نجات دهند و این، تازه بعد از اخذ تعهدی بود که اجبارا، شبیر برای ساواکی ها امضا کرد. آنان چنان مسخره به دبیرستان آمدند و رفتند که حتی یادشان رفت تعهد را با خود ببرند. تعهد ماند پیش نسیم و مدتی پس از این حادثه، شبیر آن را گرفت و به یادگار، در دفتری که گاهی در آن خاطره می نوشت، چسباند."


نفر پانزدهم


قطعه فوق بخشی از داستان "رویای داغ" یکی از سه داستان کتاب "نفر پانزدهم" هست. هر سه داستان این کتاب در فضای دفاع مقدس نوشته شده که داستان اول که قسمتی از آن را در بالا خواندید، زندگی سه دوست مدرسه ای است که بعد از انقلاب هر یک به نوعی سهمی در جنگ دارند. قصه تا حد زیادی اسرار آمیز است و تا اواخر داستان، ابهام های آن برطرف نمی شود.

اما داستان دوم در فضای کردستان و درگیری های اول انقلاب در آن منطقه است که نام "صخره ها و پروانه ها" را به خود گرفته و داستان سوم نیز که در فضای کردستان قبل از شروع جنگ و اوایل جنگ سیر می کند داستان اسارت هجده ماهه ی "حسام الدین کاظمی" فرمانده عملیات منطقه در دست نیروهای مبارز کرد و آزاد سازی وی است که بسیار خواندنیست. نام کتاب نیز از نام داستان سوم گرفته شده است.

این کتاب به ویژه داستان سوم آن، فضای کردستان آن دوران را خیلی خوب و دقیق ترسیم می کند و احساس ها و حالات مردم آن روزها را به خوبی منتقل می کند. کتابیست که خیلی راحت و سریع خوانده می شود و لطافت خاصی در بین ستور آن وجود دارد. خواندن آن را حتی برای افرادی که حال زیادی برای مطالعه ندارند، پیشنهاد می کنم...


این کتاب توسط انتشارات عصر داستان با قیمت 11500 تومان (برای چاپ اول) در 268 صفحه به چاپ رسیده است.


همین


شاید روزی بنده ی خدا

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۷ بهمن ۹۳ ، ۱۶:۴۶
محمد علی شفیعی