راه نوشت

شرحی نیست برای دل...

راه نوشت

شرحی نیست برای دل...

راه نوشت

بی شک نوشته های این وبلاگ حاصل تأملاتِ هر چند کوتاه نویسنده اش است، لذا استفاده از این مطالب تنها با صلوات برای شادی روح شهدا و ذکر منبع آزاد می باشد.
یاری ام کنید تا بهتر شوم، مطمئناً نوشته هایم بی خطا نیست، در اصلاحش تنهایم نگذارید.
در شبکه اینستاگرام هم اگر دنبالم گشتید: m.a.shafiee@
همین
شاید روزی بنده ی خدا

طبقه بندی موضوعی

به نام خدا

سلام


#کتاب_این_روزهایم کتابیست با نگاهی انتقادی به سیاست های آمریکا از زبان یکی از اساتید سرشناس دانشگاه تکنولوژی ماساچوست (MIT). این استاد که از نگاه منافع ملی آمریکا به این موضوع نگاه می کند، حرفهایی بسیار شبیه حرفهای ایرانی ها در باب سیاست و رسانه و اقتصاد آمریکا می زند و اساسا معتقد است چیزی به نام دموکراسی و لیبرالیسم در آمریکا وجود ندارد. وی در این کتاب نگاه نئو لیبرال حاکم بر مسئولین و حکومت آمریکا را توضیح می دهد و عمق نفوذ کمپانی ها و شرکت های چند ملیتی را بر سیاست این کشور تبیین می کند. همچنین نکته مثبت دیگر این کتاب این است که به علت اروپایی بودن مصاحبه گر ها، در پاره ای از موارد مقایسه های کاملی از وضعیت اروپا و آمریکا انجام می دهد.

این کتاب رو نشر افق در 184 صفحه چاپ کرده و قیمت آن برای چاپ اول در سال 87، دو هزار و هشتصد تومان می باشد. جالب آنکه این کتاب با اجازه رسمی و خرید امتیاز، ترجمه و روانه بازار شده. قیمت این کتاب در چاپ اخیر آن 7500 تومان بوده و شما می توانید این کتاب را به صورت آنلاین از اینجا بخرید!

خواندن این کتاب رو به کسانی که به مباحث پایه ای غرب شناسی و آمریکا شناسی و به کسانی که دوست دارن غرب را از زبان خودشون بشناسن، توصیه می کنم. در ادامه قسمت هایی از کتاب را می خوانیم.


Chomsky1

" دستگاه قضایی وجود دارد و به درستی کار می کند، اما نمی توان آن را بر ضد قدرتمندان به کار برد، مگر با فشار زیاد.
بگذارید مثال آشکاری برای تان بزنم. در دهه 1950 دولت ایالات متحده یکی از گشترده ترین برنامه های مهندسی اجتماعی را به راه انداخت. مسئله مربوط به از کار انداختن شبکه ی حمل و نقل عمومی از یک سو و افزایش استفاده از راه ها و خطوط هوایی از سوی دیگر بود. تا آن زمان سیستم خط آهن ما بسیار کار آمد بود. به همین ترتیب در دهه 1940 لوس آنجلس شبکه ترن های برقی بسیار خوبی داشت که هوا را هم آلوده نمی کرد. در این هنگام سه شرکت جنرال موتورز، لاستیک فایرستون و استاندارد اویل آن را خریدند و با هم تخریبش کردند تا استفاده از اتومبیل و اتوبوس افزایش یابد. به این ترتیب پول فراوانی به دست آوردند. آنها را به تبانی غیر قانونی متهم کردند، اما پس از محاکمه محکوم به پرداخت مبلغ ناچیزی شدند: فقط پنج هزار دلار.
بعد دولت وارد بازی شد و به بهانه ی تحکیم مواضع دفاعی شروع به ساختن شبکه بزرگراه ها کرد، به طوری که همه ی بزرگراه های اصلی که امروزه در ایالات متحده می بینیم در آن زمان ساخته شده اند. هم زمان دولت راه آهن را تخریب و شروع به ساحتن فرودگاه ها کرد. نتیجه این کار ایجاد سیستم حمل و نقلی بر اساس منطق صنعتی بود نه برای خدمات عمومی. "


"سوئیس کشور متفاوتی است که در آن حتی آزادی بیان تضمین نشده است. آخرین باری که به سوئیس رفتم به دعوت "اتحاد بین المللی زنان برای صلح و آزادی" - یک سازمان بزرگ غیر دولتی- بود تا در دانشگاه ژنو سخنرانی کنم. تقریبا دو هفته پیش از سفر مدیر سازمان به من تلفن کرد و گفت پلیس سوئیس می خواهد متن کنفرانسم را ببیند و گفته است هنگام سخنرانی باید همان را بگویم. البته من قبول نکردم و اتحاد بین المللی زنان نیز آن را رد کرد.... چه کسی می تواند مجسم کند که در کشوری متمدن نمی تواند بی آن که پلیس از پیش متن را خوانده باشد، در دانشگاه سخنرانی کرد؟ در سوئیس چنین وقایعی روی می دهد. "

همین 

شاید روزی بنده ی خدا

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی