راه نوشت

شرحی نیست برای دل...

راه نوشت

شرحی نیست برای دل...

راه نوشت

بی شک نوشته های این وبلاگ حاصل تأملاتِ هر چند کوتاه نویسنده اش است، لذا استفاده از این مطالب تنها با صلوات برای شادی روح شهدا و ذکر منبع آزاد می باشد.
یاری ام کنید تا بهتر شوم، مطمئناً نوشته هایم بی خطا نیست، در اصلاحش تنهایم نگذارید.
در شبکه اینستاگرام هم اگر دنبالم گشتید: m.a.shafiee@
همین
شاید روزی بنده ی خدا

طبقه بندی موضوعی

پرت و پلاهای خودمانی

سه شنبه, ۲۳ دی ۱۳۹۳، ۱۰:۲۰ ب.ظ

به نام خدا


سلام



نمی دونم چی می خوام بنویسم، اصلا این مطلب اول قراره شروع بشه، بعد بهش فکر بشه و کامل بشه، و بعد یه موضوع بهش داده بشه! اونم برای خالی نبودن این کادرهای بالا که محل قرار گیری موضوع و ... هستش!

جند وقت پیش داخل شهر کتاب ابن سینا (شهرک غرب) به کتابی بر خوردم که خیلی جالب بود، تورقی کردم، به شدت جذبم کرد اما به علت یادآوری کوه کتابهای نخوانده ام در منزل و تنبلی مفرطم در کتاب خوانی، از خرید آن کتاب صرف نظر کردم.

کتاب، ترجمه ای بود از یک کتاب تحقیقی در زمینه اثر مطالعه مجازی بر ذهن انسان و اختلاف های آن با مطالعه کتاب یا روزنامه و ... به صورت حقیقی. یکی از جملاتی که نوشته بود نظرم را جلب کرد، نوشته بود در دنیای مجازی معمولا افراد زمانی که مطلبی می خوانند چشمشان به صورت حرف F حرکت می کند (البته این الگو در رسم الخط فارسی به صورت برعکس این حرف می باشد). منظور نویسنده این است که در حین خواندن یک مطلب، ابتدا چند خط اول رو به طور کامل می خوانیم و بعد سریع خطهای بعد را رد می کنیم! البته گاهی هم از خطهای آخر هم چند خطی خوانده می شود.

در جایی دیگر از کتاب به فرایندی که مطالعه در فضای مجازی (شامل تبلت ها، لپ تاپ و ...) بر مغز انسان می گذارد، پرداخته است.

کتاب را نخواندم  و بعد حسرت خوردم که چرا نخریدمش! چون از آن روز ذهنم درگیر این موضوع و بررسی این پدیده ها بر خودم است! شاید حالا باید بروم و کتاب را بخرم...

فضای مجازی و تبلت و موبایل و... به شدت صبر و حوصله را در من از بین برده است، قدیم تر ها ساعت ها می توانستم بشینم و کتاب بخوانم ولی از وقتی ارتباطم با کامپیوتر بیشتر شد و به خصوص از زمانی که سعی کردم بیشتر مطالعه خود را به تبلت و گوشی منتقل کنم تا مشکلات حمل کتاب و ... حل شود، علاوه بر اینکه در حقیقت این اتفاق رخ نداد و کتابهای زیادی با این وسایل نخواندم، بلکه حوصله کتاب خوانی و کارهای فکری و جدی دیگر را هم از دست دادم. به طور کلی دیگر توانایی فکر طولانی مدت به موضوعی را ندارم و دائماً درونم کششی به سمت موبایل هوشمندم و یا تبلتم مانع از تمرکز من می شود! حتی اخیرا نرم افزاری به نام Forest بر روی گوشی خود نصب کرده ام که به شدت در کنترل استفاده از آن کمک می کند ولی باز هم این کشش به شدت حوصله من را کم کرده است. شاید ساعتها الکی در لپ تاپ خودم می چرخم اما مطالعه یک صفحه کتاب...

شاید این درگیری مسخره ای باشد، اما متاسفانه چیزیست که من و خیلی های دیگر را به شدت درگیر خودش کرده و این عمر است که می گذرد...

 گاهی با بعضی از نزدیکان و بزرگانی که از نزدیک می شناسمشان خودم را در این موضوع که مقایسه می کنم، حالم از خودم به هم می خورد! آنها درگیر چه موضوعاتی هستند و من...

گاهی دوست دارم همه این وسایل را بفروشم و برگردم به گوشی های هیچی ندار قدیمی...


باشد برای بعد... شاید حالی باشد!


عکس شاید بی ربط، شاید هم با ربط! برداشت آزاد



همین 


شاید روزی بنده ی خدا

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۳/۱۰/۲۳
محمد علی شفیعی

دغدغه

زندگی روزانه

نظرات  (۲)

۲۳ دی ۹۳ ، ۲۲:۴۷ حسن رحمانی شمس
خیلی زیبا بود
۲۳ دی ۹۳ ، ۲۲:۴۵ سجاد سالم
عالی بود آقای شفیعی

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی