راه نوشت

شرحی نیست برای دل...

راه نوشت

شرحی نیست برای دل...

راه نوشت

بی شک نوشته های این وبلاگ حاصل تأملاتِ هر چند کوتاه نویسنده اش است، لذا استفاده از این مطالب تنها با صلوات برای شادی روح شهدا و ذکر منبع آزاد می باشد.
یاری ام کنید تا بهتر شوم، مطمئناً نوشته هایم بی خطا نیست، در اصلاحش تنهایم نگذارید.
در شبکه اینستاگرام هم اگر دنبالم گشتید: m.a.shafiee@
همین
شاید روزی بنده ی خدا

طبقه بندی موضوعی

تعبیری حقیقی از زندگی مجازی

جمعه, ۱۱ اسفند ۱۳۹۱، ۱۰:۲۲ ب.ظ
به نام خدا

سلام

دیدن این عکس بهانه ای شد که مطلبی خودمانی بنویسم اندر حکایات زندگی روزانه خیلی هامان. 


مغز!


نوشته هایم در اینجا خیلی چیز خاصی نیست و حرف جدیدی برای گفتن ندارم، اما شاید به این درد بخورد که لحظه ای ما را به خودمان بیاورد.

مشکل اساسی ما در زندگی روزمره آن است که نمی توانیم شرایط خودمان را از بیرون ببینیم و از بیرون  خودمان را قضاوت کنیم. فراوانند آیات و روایات و حکایاتی که می فرمایند: " آنچه برای خود نمی پسندی برای دیگران هم مپسند و آنچه برای خود می پسندی برای دیگران هم بپسند." و یا " آیا دیگران را به خیر امر می کنید، اما خود را فراموش می کنید؟" و موارد دیگری اینچنینی. علت این که ما به چنین تذکراتی نیازمندیم همان مشکلیست که گفتم، اگر ما می توانستیم از بیرون خودمان را قضاوت کنیم، هیچگاه به کسی ظلم نمی کردیم و حقی را ضایع نمی کردیم، زیرا که عموماً مظالم از دید ناظر سوم شخص واضح است و نسبت به آن ابراز  انزجار می شود. اگر ما می توانستیم خودمان را قضاوت کنیم، دیگران را به کار خیر امر نمی کردیم و خودمان را فراموش کنیم و از آن خیر کوتاهی کنیم. ریشه هر دوی این موارد و دیگر موارد مشابه، یکی است و آن غفلت از خودمان است...

قصه ما هم در زندگی مجازی از همین جنس است، اما با ظاهری متفاوت! ما رفتار خودمان را در دنیای مجازی نمی بینیم ولی رفتار دیگران را تقبیح می کنیم. بگذارید از خودم مثالی بزنم! من مدتهاست که به کار مشاوره و معلمی مشغولم و در صحبت هایم با دانش آموزان، از اساسی ترین مشکلاتی که مشاهده می کنم رجوع زیاد و اعتیاد گونه به شبکه های اجتماعی و دنیای مجازیست. علتهای این رجوع زیاد را طیف وسیعی از سرگرمی گرفته تا فرار از واقعیات و مشکلات، در بر می گیرد ولی در همه آنها ظاهر آسیب، مشترک است و آن اتلاف وقت زیاد و دادن مغز خود به دست دنیای مجازی است!! حال مدتیست خودم هم دچار این عارضه شده ام، با این حال باز هم مشکل دانش آموزانم را در وابستگی و سر سپردگی به دنیای مجازی می دانم. من هم مدت زیادیست مغزم بین گوگل پلاس و کتابخوانه ام در هوا معلق است! کتابهای نخوانده ی زیادی دارم و درد زیادی برای خواندن ولی از سوی دیگر، این دنیای مجازیست که با جاذبه ای عجیب مغز مرا به سمت خود می کشد و رهایم نمی کند. اوضاع دانش آموزی هم که درگیری درس مدرسه و جذبه ی دنیای مجازی او را در تنگنا گذاشته اند، تا حد زیادی مشابه است.

همه ما کم و بیش در موقعیات مشابهی گرفتار شده ایم، و متوجه گرفتاریمان نشده ایم و آزادانه به سخن و نصیحت پراکنی پرداخته ایم، پس بد نیست خودمان را هم دریابیم...

شاید این تلنگری بود از خودم، به خودم، برای خودم



همین

شاید روزی بنده ی خدا



پ.ن 
فردا با دانش آموزان مدرسه عازم سفر زیارتی مشهد الرضا(ع) هستیم، اگر خدا توفیق پابوسی داد، دعا گوی دوستان هستم...
موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۱/۱۲/۱۱
محمد علی شفیعی

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی